سرکش

بیراهه رفته بودم

آن شب ،دستم را گرفته بود و می کشید

زین بعد

همه ی عمرم را بیراهه خواهم رفت...............

حسین پناهی

/ 1 نظر / 4 بازدید
سخت سختم

های های تو کجایی نازی ...؟ عشق بی عاشق من... سردمه مث آغاز حیاط گل یخ .... خدا بغلتو می خوام ..[لبخند]